زنجان

سایت زنجان اخبار زنجان تریبون آزاد زنجان خدمات الکترونیک زنجان گردشگری زنجان خواندنی های زنجان
logo

خواندنی های سایت زنجان


1/1
ویترین خدمات الکترونیک ادارات زنجان
ویترین خدمات الکترونیک ادارات زنجان

محله‌ی گَوَنیّه زنجان

گونیّه یکی از محلات شناخته شده و قدیمی زنجان میباشد که حوادث ریز و درشتی را از سر گذرانده و مردان نامآوری را در دامن خود پرورانده است. در حقیقت نام این محله رضویه است و در تقسیم بندی مناطق شهری نیز همواره رضویه اطلاق میگردد. رضویه نام مسجد این محل میباشد که یکی از خادمان زنجانیالاصل مشهد مقدس پس از دیدن خوابی شگفت انگیز آن را احداث 1 نموده به همین خاطر نیز نام رضویه بر آن نهاده شده و به تاسی از آن نام محله نیز رضویه شده اما به دلیل اینکه در ادوار گذشته روستاییان سُهرین و سارمساقلو جهت سوخت تنور نانوایی ها، گَوَن )خار( و تراشه های ساقه درخت را به این محله میآوردند و عرضه میکردند این محله و مسجد آن به گونیه معروف گشته و ما نیز بر همین اساس این محله را با نام گونیه معرفی می نماییم

این محله با محوریت گذری شکل گرفته است که به کوچه ی گونیه اشتهار دارد. در گذشته های نه چندان دور کوچه ی گونیه شمال و جنوب بخش غربی زنجان را به هم متصل میکرد. شمال کوچه منتهی بود به جاده ی حسین آباد 2 و جاده ی حسین آباد نیز وصل می شد به جاده ی اردبیل.
به این ترتیب مسافرانی که از اردبیل و بعضی شهرهای همجوار اردبیل، عازم زنجان و یا تهران بودند و روستاییانی که از شمال و شمال غرب زنجان تولیدات خود را جهت فروش به شهر میآوردند از این کوچه وارد شهر میشدند. 

بعضی از این فروشندگان خصوصاً حاملین بار گون و خار، قبل از آن که به مرکز شهر بروند قسمتی از بار خود را در میدانچهی محلهی گونیه به نانواییها و بقالی محله و اهالی شهر میفروختند. جاده حسین آباد از طریق پل کوچکی که از روی خندق بیرون شهر عبور میکرد به کوچه گونیه ختم میشد. این خندق جوی باریکی بود که آب کم عمقی از آن عبور میکرد. این جوی در گویش محلی به ) سونبول سویی ( 1 و یا ) سونبول باغی ( مشهور بود. آب این جوی از طریق کورهای به چاه داخل کوچه هدایت میشد. این چاه را اهالی محله ) رضا قویوسی ( میگفتند و این به آن دلیل بود که عملیات تاسیس کوره از سونبول باغی به چاه را فرد خیری به نام حاج رضا انجام داده بود.

 در منتهی الیه شمالی کوچهی گونیه ) نزدیک پل ( و در اولین نظر ) پته خانا ( 2 جلب نظر می کرد. پته خانه دکه ی بسیار ساده ای بود با ابزار و وسایل بسیار ابتدایی. یک میز رنگ و رو باخته با چند نیمکت چوبی زهوار دررفته و چند گلدان با گلهای شمعدانی همه ی ابزار و وسایل این دکه بود. ) پته چی ( پشت میزی مینشست و به محض مشاهده ی قطار قاطران و یا صف الاغهای باربر، تیرچه ی پته خانه را در عرض کوچه فرود می آورد و راه عبور را میبست. صاحب بار کاروان را متوقف نموده و به داخل پته خانه جهت پرداخت پته مراجعه میکرد و با توجه به نوع محموله و تعداد بارها پته ی خود را میپرداخت که معمولا 3 ریال به ازای هر بار قاطر یا الاغ بود و سپس وارد شهر میشد. بارهائی که از روستاهای اطراف آورده میشد ملزوماتی مثل خار و چوب، پشم، حبوبات، میوه، خشکبار، سیبزمینی و پیاز، قالیچه و گلیم و ... بود. این تولیدات از مناطقی مثل قره پشتلو، سهرین، سارمساقلو، وننق، ارمغانخانه و طارم به شهر می آمد. همانطور که گفته شد برخی از این ملزومات قبل از ورود به مرکز شهر در قسمتی از مرکز این محله به فروش میرسید و باقی جهت فروش به بازار حمل می شد.

کوچه ی گونیه در قسمتهای شمالی خود با کوچهی حیدرعلی که از غرب به شرق امتداد داشت تلاقی میکرد. این کوچه امروزه به نام شهیدی از این محل از حیدرعلی به شکارچی تغییر نام یافته و در جنوب شرقی کوچهی حیدرعلی، کوچهی صنایعی قرار دارد که هردوی این کوچه ها جزو محله ی گونیه محسوب میشوند. مابین کوچهی  حیدرعلی و کوچه ی صنایعی، چاه ) رضا قویوسی ( قرار داشت. این چاه دارای چرخی 1 بود که اهالی به وسیله ی آن آب از چاه برداشت میکردند. مرکز محله میدانچه ی کوچکی بود که محل تجمع مردم جهت شور و مشورت در رابطه با معضلات و مشکلات اهالی محله بود. ایام محرم در این میدانچه انواع مجالس تعزیه برگزار میگردیده و برای این هم دور تا دور میدان حجره درست میکردند و بعد حجرهها را به شکل خیمه درمیآوردند. قسمت غربی میدان خیمه های اولیا بود و قسمت شرقی میدان خیمه های اشقیا، خیمه های اولیا سبز رنگ بود و خیمه های اشقیا سرخ رنگ. در این میدان در 12 روز ماه محرم 12 مجلس 2 خوانده میشد و تعزیه خوانان بنامی عهده دار نقشهای این مجالس میشدند. کسانی مثل میرزا آقای امامخوان که از صدای ششدانگ و پروسعتی برخوردار بوده و شنونده را با صدای خود مسحور میکرده. اکبر آقای قاسمخوان، اصغر آقای حُرخوان و عباسخوان و سیدعباس شمرخوان که همگی از صدای رسا و پرصلابتی برخوردار بودند.

 این میدانچه شاهد بازیها و تظاهرات نمایشی دیگری هم بوده که بیشتر در فصل گرما و تابستان به آنها پرداخته میشد مثل معرکه گیری، پهلوانبازی، مار بازی، ناری نارکه مسجد محله طبق نقل قول تأیید نشدهای در سال 1320 هجری قمری مطابق با 1281 شمسی و 1901 میلادی تأسیس و بعد از آن نیز سه بار تجدید بنا شده است. مسجد گونیه تنها
برای انجام فرایض دینی و مذهبی نبوده بلکه محلی برای تبادل افکار و اندیشه و بده بستانهای فرهنگی نیز بوده است و هر پنجشنبه اهالی پس از بجای آوردن فرایض دینی دور هم مینشستند و با مدیریت فردی خیر و نیک اندیش بنام حاج ابراهیم صنایعی 1 در رابطه با مسائل و مشکلات اهالی تبادل نظر میکردند و با همیاری و همکاری هم، مشکلات و کمبودهای اهالی محله رابرطرف میکردند.

میدانچهی محله دو باب مغازه نانوایی داشت یکی با تنور هوایی در قسمت شرقی میدان که نان لواش میپخت و معمولا خمیر نان را با یک مادهی معطر گیاهی به نام )بوی( 2 آغشته میکرد که بوی بسیار خوشآیندی داشت و اشتها را تحریک میکرد. این بوی خوش نانوایی وقتی با بوی سبزیجات خوش عطر باغهای سبزی زنجان که روی پیشخوان بقال محله چیده میشد درهم می آمیخت چنان لذتبخش و سکرآور بود که گویی عطر هزار دکه ی عطاری در فضا پیچیده است. نانوایی دوم که با تنور زمینی نان میپخت در قسمت غربی میدان و جنب مسجد بود. این نانوایی نان خاصی را میپخت که در اصطلاح محلی آن را ) اوی چورگی ( یعنی نان خانگی میگفتند. نان خانگی بسیار خوش عطر و خوشمزه بود و هر روز جلوی دکه ی نانوایی از جمعیت زنان و مردان برای خرید نان پرمیشد. این نانوایی نان دیگری نیز میپخت به نام )فطیر( که خمیر آن با زعفران و گلاب و مادهی گیاهی ) بوی ( آغشته میشد و الحق نان بینظیری بود. نان دیگری هم در این نانوایی یافت میشد که به آن ) کوت ( میگفتند و کوت خمیر نانی بود که به دلیل گرمی زیاد و یا سردی زیاد تنور به دیواره ی تنور نمیچسبید و داخل تنور میافتاد و در داخل تنور هم میپخت و هم حسابی برشته میشد و بعد شاطر با وسیلهای به نام ) ارسین ( آن را از تنور درمیآورد و به بعضی از مشتریان دائمی خود به عنوان هدیه تقدیم میکرد. نان کوت بسیار خوشمزه و خوردنی بود که دیگر خبری از آن نیست. میدانچه ی محله گونیه از شرق منتهی میشد به کوچهی سید حمزه 1 و کوچهی جعفریه که
امروزه کوچهی قاسمیه نامگذاری شده و از غرب منتهی میشد به کوچه ی اسماعیل و کوچه ی احمدیه که آن را قبلا ) گورکانیه ( 2 اتلاق میکردند. گرمابه ی محله داخل کوچه ی جعفریه قرار داشت و آب انبار محله در نبش کوچه ی احمدیه.

این آب انبار طبق نقل قول آقای حاج عزیز بهمنی از ساکنین قدیمی محلهی گونیه ) قیرخ ایاق ( چهل پله بوده اما بعضیها را نظر بر این است که آب انبار معمولی بوده. این آب انبار برای برداشت آب اهالی محله بوده و آب آن از قنات اعتمادیه مشروب میشده و آب قنات اعتمادیه در روزهای بخصوصی توسط میراب محله وارد جویهای آب محله ی گونیه میشد و اهالی در این روزها شستنی های خود را اعم از لحاف، پتو، روتختی، ملافه، لباس، ظروف و ....در این جویها میشستند. این آب در عین حال برای پر کردن خزینهی آب انبار و آبیاری باغچه های حیاط اهالی نیز استفاده میشد. روزهایی که قرار بود آب به آب انبار هدایت شود با اعلام قبلی میرابان محله ) حسن میراب ( و ) عباس میراب ( هیچ احدی تحت هیچ شرایطی دست به آب نمیزد و در مسیر  هیچ نوع استفادهای از آب نمیشد تا آب آلوده وارد خزینه ی آب انبار نشود. بعضی از اهالی را نظر بر این است که آب آبانبار از طریق قنات یوسف سلطان مشروب میشد نه اعتمادیه. آب قنات یوسف سلطان پس از اینکه در باغ حاج یوسف از طریق کهریزی بزرگ به بیرون تراوش میکرد پس از طی یک مسیر طولانی از کوچه ی خان ناظم 1 و کوچهی سقاخانه 2 به طرف محله ی ) دگیرمان ارخی ( 3 و ) فرجیه ( سرازیر میشد و بعد به طرف راست پیچیده و وارد کوچه ی گونیه میشد و از آنجا به باغهای پائین و زنجانرود سرازیر میشده است. 

گرمابه ی محله داخل کوچه ی جعفریه ) قاسمیه ( قرار داشت و در عمق سه متری زمین احداث  گردیده بود. این عمق سه متری دما و حرارت را به خوبی تنظیم می کرد و مانع نفوذ موج گرما و سرما به داخل گرمابه می شد. ورودی گرمابه با چند پله به هشتی میرسید و هشتی با یک پیچ کم شیب به رختکن وصل می شد. رختکن مثل اکثر گرمابه های زنجان چهار ایوان ) سکو ( داشت و هرکدام از ایوانها چندین اشکوبه ) جارختی دیواری ( جهت جای دادن لباس مشتریان که صد البته اشکوبه ها مظاهر جدیدی بوده اند و قبل از آنها در کلیه ی گرمابه های زنجان سکوهایی برای این کار بود که مشتریان لباسهای خود را روی سکوها جای می دادند و یکی از کارکنان حمام نیز همواره در رختکن مواظب اموال مشتریان گرمابه بود. وسط رختکن حوضی انباشته از آب زلال داشت و درون آب حوض چندین ماهی سیاه و قرمز چرخ میزدند. در قسمت بالای حوض محل خاصی برای مشت و مال بود و احیاناً برای ادای فریضه ی نماز. رختکن از طریق دالانی تاریک و طولانی به گرمخانه منتهی میشد و سرویسهای بهداشتی و نظافت نیز در گوشه ی سمت چپ دالان خودنمائی میکرد. گرمخانه مثل بسیاری از گرمابه های زنجان از پلان 4 ایوانی ساخته شده بود و در گوشه ی ایوان شرقی و غربی حوضچه ی بسیار کوچکی خودنمائی میکرد. 

مرکز گرمخانه دایرهای شکل بود که گنبد حمام روی آن ساخته شده بود. گرمخانه خزینهای هم داشت با آب بسیار گرم اما قابل تحمل که مشتریان پس از زدودن شوخ از تن، خود را به آب خزینه میزدند و روح و جسم خود را تطهیر میکردند و انصافا خزینه های آن زمان چه لذت سکرآوری داشت وقتی که به دیوارهی خزینه تکیه میدادی و رقص امواج خزینه را تماشا میکردی و به رویاهای دور و دراز وصل میشدی. کوچه ی گونیه از طرف جنوب به خیابان امام خمینی ) پهلوی سابق ( وصل میشد. این خیابان قبل از احداث بازار، گذری بود خاکی و مسافران خطه ی اردبیل از کوچه ی گونیه وارد این گذر خاکی میشدند و از آنجا به میدان امیرکبیر و میادین حاشیه ی بازار میرفتند. روبروی کوچه ی گونیه و در پائین دست گذر خاکی، قسمتی بیابان بود و قسمتی هم باغات اطراف شهر که اهالی محله ی گونیه برای تفریح و گردش روزهای تعطیل به این باغها هجوم می آوردند. در یکی از این باغها که مالک آن حاج رحیم امامی بود آبگیری بود که اهالی گونیه در آن آبگیر شنا میکردند. 

این آبگیر در گویش محلی به ) سیمیتّی گول ( 1 معروف بود و بعضا به نام مالک آن ) رحیم گولی ( نیز میگفتند. این آبگیر در قسمت پایین راه آهن و در باغ مصفائی واقع شده بود که محل تفریح و گردش زنجانی ها بود که در حال حاضر شهرکها و قسمتهای جنوبی بلوار پائین را تشکیل داده است. در این باغ یک چاه آرتزین هم بود که اهالی آنرا ) جوشلی قویو ( 2 میگفتند. 
محله ی گونیه با این مشخصات یکی از محله های قدیمی و یکی از مناطق مؤثر در شرایط اقتصادی و فرهنگی بوده که مردان و زنان بزرگی در آن محله بالیدهاند و در فرهنگ شهر اثرات نیکوئی را بر جای گذاشتهاند. به بعضی از این بزرگان که منشا خدمات ارزندهای بوده اند اشاره میگردد: مولانا عاصم زنجانی که شهریار غزلسرای نامدار ایران او را چراغ شعر نامیده، حاج شیخ یعقوب جباری، حاج حسین جباری، حاج ابراهیم صنایعی، حاج شیخ بیوک خاتمی، حاج شیخ تقی خاتمی و غریق زنجانی شاعر نامدار و مدیحهسرای شهیر زنجان که ذیلا چند بیت از شعر معروف و بی نقطه ی او آورده میشود:

دارم مدام در دل مهر ولی داور
صُهر رسول اکرم در ماسوا دلاور

هم سرّ سرمدی او دلدار احمدی او
روح محمدی او آن طاهر و مطهر

داور کمال داده دادار مال داده
در کلمه‌های ساده مدح علی مسطر

دیگرانی نیز بوده اند که هنوز در بعضی خانواده ها اسمشان بر سر زبانهاست مثل ابراهیم دالاندار معروف به ابراهیم اردک که به دلیل 5 ساعت شنای بدون وقفه در استخر حسین آباد به ابراهیم اردک معروف شده است که فردی خیر و نیک اندیش بوده است یا آشیق علی تارزن که پنچرگیری داشته و از صدای غرایی نیز برخوردار بوده و بعضا اهالی را در باغ های پایین شهر با نوای تار و صدای دل انگیز خود مسحور و سرگرم می کرد.
فصلنامه فرهنگ زنجان - شماره 14



با ما تماس بگیرید.

مشکلات، دغدغه ها و پیامهای خود در خصوص مسائل اجتماعی و شهری را در بخش تریبون آزاد زنجان مطرح نمایید.
  ارسال پیام



ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید..

Card image Card image Card image Card image Card image Card image

© سایت جامع استان زنجان

تماس با ما
تبلیغات
آدرس: زنجان، میدان شورا، جهاد دانشگاهی، مرکز واحدها فناور، واحد 3
تلفن:33764230-024
Support @ Zanjan.Org